موضعگیری مقتدایی درباره افول آمریکا
عباس مقتدایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت که اظهارات اخیر ترامپ پیرامون حوادث دریایی، نشاندهنده قرار گرفتن آمریکا در جایگاه یک امپراتوری شکستخورده است که دیگر توان تحمیل اراده خود را به کشورهای منطقه ندارد.
شکست راهبردی واشنگتن در برابر ایران
این نماینده مجلس با اشاره به تناقضات گفتاری رئیسجمهور آمریکا افزود: ترامپ که روزگاری ادعای از بین بردن توان نظامی ایران را داشت، امروز در موقعیتی است که پس از وقایع نظامی، عملاً به دنبال مدیریت سناریوهای تقابل است. این تغییر رویکرد بهخوبی نمایانگر ضعف مفرط واشنگتن در میدان عمل است.
شکست در برابر اراده جمهوری اسلامی
مقتدایی تصریح کرد: شرایط امروز جهان، نمایش آشکار شکستها و ناکامیهای گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی است. دشمنان نظام اسلامی پس از ماهها تلاش برای براندازی و دشمنیهای بیپایان، اکنون در بنبستی گرفتار شدهاند که خودشان مسبب آن بودهاند.
تغییر معادلات قدرت به نفع ایران
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در پایان تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توان داخلی و ابتکار عمل، در جایگاه قدرت قرار دارد. امروز ایران مقتدرانه ایستاده و دشمنان را به نقطهای رسانده است که چارهای جز پذیرش واقعیتهای جدید منطقه و جهان ندارند.
موضعگیری مقتدایی درباره افول آمریکا
عباس مقتدایی، نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی، در تحلیلهای اخیر خود پیرامون جایگاه بینالمللی ایالات متحده، بر آغاز دوران افول هژمونی آمریکا تأکید کرده است. از نگاه این نماینده، آنچه امروز در صحنه جهانی مشاهده میشود، نه یک نوسان سیاسی، بلکه فرایندی ساختاری است که نشاندهنده تضعیف قدرت نرم و سخت واشنگتن در برابر قدرتهای نوظهور است. مقتدایی با اشاره به تحولات منطقه و نفوذ جمهوری اسلامی، معتقد است که سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا در دهههای اخیر، منجر به انزوای دیپلماتیک این کشور شده است. او بر این باور است که نخبگان سیاسی اصفهان و دیگر شهرهای ایران، با رصد دقیق تحولات جهانی، به این نتیجه رسیدهاند که نظام سلطه دیگر توان پیشبرد اهداف خود را ندارد و مدل حکمرانی غربی با بحرانهای عمیق داخلی و خارجی روبهرو است. این موضعگیری که بازتاب گستردهای در فضای رسانهای اصفهان داشته، بر ضرورت نگاه به شرق و تقویت پیوندهای منطقهای به عنوان جایگزینی برای وابستگیهای سنتی به غرب تأکید میکند.
شکست راهبردی واشنگتن در برابر ایران
تحلیلگران سیاسی در اصفهان بر این باورند که واشنگتن در طول چهار دهه گذشته، تمامی ابزارهای راهبردی خود از جمله تحریمهای فلجکننده، جنگهای نیابتی و فشارهای دیپلماتیک را برای مهار ایران به کار گرفته است؛ اما خروجی این اقدامات چیزی جز «شکست راهبردی» برای ایالات متحده نبوده است. شکست راهبردی آمریکا در برابر ایران به معنای ناکامی واشنگتن در دستیابی به اهداف کلان خود یعنی تغییر رفتار یا تغییر ساختار نظام جمهوری اسلامی است. در سطح استان اصفهان، مراکز پژوهشی و دانشگاهی با اشاره به تابآوری زیرساختهای صنعتی و اقتصادی ایران، معتقدند که استراتژی «فشار حداکثری» به دلیل عدم درک صحیح از فرهنگ مقاومت ایرانی، به ضد خود تبدیل شده است. واشنگتن امروزه در نقطهای ایستاده است که همپیمانان سنتیاش نیز در صحت راهبردهای تقابلی کاخ سفید تردید دارند. این ناکامی، نه تنها در حوزه نظامی بلکه در حوزههای ایدئولوژیک و نفوذ منطقهای نیز به وضوح دیده میشود، به طوری که قدرت نفوذ ایران در عمق استراتژیک منطقه، موازنه قدرت را به نفع تهران تغییر داده است.
شکست در برابر اراده جمهوری اسلامی
عنصر کلیدی در ناکامی واشنگتن، مواجهه با «اراده ملی» در جمهوری اسلامی ایران است. مردم ایران، بهویژه در استانهای پیشرو همچون اصفهان که همواره در بزنگاههای تاریخی نقشآفرین بودهاند، ثابت کردهاند که تسلیم ارادههای خارجی نمیشوند. شکست در برابر اراده جمهوری اسلامی، به معنای ناتوانی آمریکا در درک ماهیت مردمی قدرت در ایران است. مقتدایی و سایر تحلیلگران معتقدند که واشنگتن همواره ایران را با عینکی تحریفشده میبیند؛ آنها تصور میکردند با ایجاد تنگناهای معیشتی، میتوانند شکاف میان دولت و ملت ایجاد کنند، اما اتحاد ملی و ایستادگی در برابر فشارهای ظالمانه، این نقشه را نقش بر آب کرد. در واقع، این اراده پولادین ملت ایران بود که توانست در مقابل بزرگترین قدرت نظامی جهان بایستد و از حقوق هستهای و امنیت ملی خود دفاع کند. این پیروزی اراده بر زور، پیام روشنی برای واشنگتن دارد: تا زمانی که رویکرد متکبرانه و مبتنی بر تهدید ادامه یابد، واشنگتن تنها شکستهای سنگینتری را در تقابل با جمهوری اسلامی تجربه خواهد کرد.
تغییر معادلات قدرت به نفع ایران
امروز شاهد دگرگونی بنیادین در معادلات قدرت جهانی هستیم که در آن ایران به عنوان یک بازیگر کلیدی و غیرقابل حذف، نقشآفرینی میکند. از دیدگاه راهبردی در سطح استان اصفهان، این تغییر معادلات تنها محدود به خاورمیانه نیست، بلکه در ابعاد جهانی قابل مشاهده است. پیوستن ایران به پیمانهای بزرگی مانند شانگهای و بریکس، نشاندهنده گذار از انزوای تحمیلی غرب به سمت بازیگری در بلوکهای قدرت جدید است. تهران اکنون به نقطهای رسیده است که نه تنها تهدیدات را دفع میکند، بلکه در طراحی ساختارهای جدید امنیت منطقهای نیز ابتکار عمل را در دست دارد. تغییر معادلات به نفع ایران، نتیجه بهرهبرداری هوشمندانه از توانمندیهای داخلی و دیپلماسی فعال منطقهای است. در این میان، نقش اصفهان به عنوان یکی از قطبهای صنعتی و علمی کشور، در خنثیسازی اثرات تحریم و حرکت به سوی خودکفایی، اهمیت دوچندان پیدا میکند. جهان در حال گذر از عصر تکقطبی است و در نظم جدید بینالمللی، جمهوری اسلامی ایران به پشتوانه قدرت موشکی، دیپلماسی مقتدرانه و حمایت مردمی، به عنوان قدرتی مستقل و تعیینکننده، جایگاه خود را تثبیت کرده است.