روایتی از سفر به سوی آسمان
از همان لحظهای که گام در مسیر نجف به کربلا میگذاری، در مییابی که این تنها یک پیادهروی ساده نیست؛ بلکه مسیری برای دگرگونی و تحول درونی است. در میان دریایی از انسانها با ملیتها و زبانهای گوناگون، گویی همه یک تن واحد شدهاند و هیچ غریبهای در این جاده وجود ندارد.
نوای سکوت و قدمهای زائران
صدای برخورد قدمها بر آسفالت داغ، ذکری است که به گوش جان میرسد. در این مسیر، گاهی سکوت از هر نوحهای رساتر و بلندتر است. هر ستون مسیر که پشت سر گذاشته میشود، زائر را از دنیای مادی دورتر و به حریم قدسی کربلا نزدیکتر میکند.
ایثار و محبت در موکبها
در جایجای این مسیر، صحنههایی رقم میخورد که قلب هر بینندهای را به لرزه در میآورد؛ از کودکانی که با لبخند آب تعارف میکنند تا پیرمردان و پیرزنانی که با وجود خستگی مفرط، با تکیه بر امید به دیدار حسین(ع)، گام برمیدارند. موکبداران نیز با اصرار و مهر، زائران را مهمان چای و آرامشی میکنند که خستگی را از تن میشوید.
پیام نامههای دلشکسته
در میان سیل جمعیت، نامههای کوچکی در دستان زائران دیده میشود؛ امانتهایی از دلهای شکسته که هر کدام روایتی از یک نیاز، آرزوی شفا یا گشایش است که به عشق صاحب حرم به سوی ضریح روانه میشوند.
اربعین؛ تمرین انسانیت و ایثار
وقتی گنبد طلایی از دور نمایان میشود، زائر در مییابد که تمام مسیر، مقدمهای برای عهدی تازه بوده است. اربعین تنها یک سفر نیست؛ مکتبی برای آموختن صبر، ایثار و انسانیت است که درسهایش را نه در کتابها، بلکه در چهره زائران و خادمان میتوان آموخت.
یادداشت از شکوفه کشوری، فعال رسانه
روایتی از سفر به سوی آسمان
سفر به سوی کربلا برای عاشقان اباعبدالله (ع) در اصفهان، تنها یک جابهجایی جغرافیایی نیست، بلکه روایتی از هجرت به سوی آسمان و تعالی روح است. وقتی زائران از دیار نصفجهان، با عبور از جادههای کویری به سمت مرزهای غربی حرکت میکنند، گویی پیوندی ناگسستنی میان زایندهرود و فرات شکل میگیرد. در این مسیر، هر قدمی که برداشته میشود، نشان از ارادت دیرینه مردم اصفهان به خاندان عصمت و طهارت دارد. زائران اصفهانی با کولهباری از امید و چشمان مشتاق، از میان دشتهای پهناور عبور میکنند تا به وعدهگاه عشق برسند. در این روایت، سختیهای راه در برابر شوق دیدار، رنگ میبازد و هر خستگی، پلهای برای رسیدن به اوج معرفت است. این سفر در واقع، تمرین عبور از دلبستگیهای دنیوی و پرواز به سمت ارزشهایی است که حسینبنعلی (ع) برای احیای آنها قیام کرد. زائران در این مسیر، همسفر فرشتگانی میشوند که در رکاب زائران حسین (ع) قدم برمیدارند و آسمان را به زمین پیوند میزنند تا روایتی از نور، عشق و پاکی در ذهن تاریخ ثبت شود.
نوای سکوت و قدمهای زائران
در سکوتِ سهمگین بیابانهای مسیر پیادهروی اربعین، نوایی شنیده میشود که تنها گوشهای جان آن را درک میکنند؛ نوای ضربآهنگ قدمهایی که گویی زمین را برای رسیدن به حرم یار به تپش درآوردهاند. برای زائران اصفهانی که از همهمهی شهرها فاصله گرفتهاند، این سکوتِ پرمعنا، فرصتی طلایی برای خودشناسی و تفکر در سیره حسینی است. در میان گرد و غبار جادههای نجف به کربلا، صدای پاهای خستهای که بیوقفه گام برمیدارند، سمفونی باشکوهی از استقامت را میسازد. این نوای سکوت، فراتر از کلام، پیامی واحد را مخابره میکند: «ما از عهد خود بازنگشتهایم.» در هر گام، خاطراتی از حماسههای دینی زنده میشود و زائران در خلوت خود، با شهدا و امام خویش نجوا میکنند. این سکوت، زبانی جهانی برای گفتوگو با خداست؛ زبانی که در آن، نیازها بیپاسخ نمیمانند و دلهای بیقرار به آرامشی عمیق دست مییابند. قدمهای زائران، نه تنها جادهها را مینوردند، بلکه مرزهای میان منیت و خداجویی را در هم میشکنند تا در نهایت، تنها صدای تپش قلبهایی باقی بماند که برای زیارت سرور آزادگان میتپد.
ایثار و محبت در موکبها
موکبهای مسیر اربعین، تجلیگاه ایثار و محبت بیآلایشی است که نظیر آن را در هیچ جای جهان نمیتوان یافت. خادمان اصفهانی در موکبهای مستقر در مسیر، با جان و دل به پذیرایی از زائران میپردازند؛ از شستن پای زائران خسته تا تهیه غذا و فراهم کردن سرپناه، هر کنشی نشانی از ایثارگری دارد. این موکبها، ایستگاههای درسآموزی برای سبک زندگی اسلامی است که در آن، «من» معنای خود را به «ما» میبخشد. محبت در اینجا، به معنای پیشکش کردن تمام داشتهها به کسی است که حتی نامش را نمیدانیم، اما چون زائر حسین (ع) است، عزیزترین مهمان محسوب میشود. در این خیمهها، تقسیم یک لیوان آب یا یک نان ساده، نمادی از گذشت و برابری است که ریشههای نفاق را میسوزاند. موکبداران با لبخندهای بیریا، خستگی را از چهره زائران میزدایند و بذر عشق را در دلها میکارند. اینجا مدرسه ایثار است؛ جایی که مردم اصفهان با همان روحیهی جهادی و سلحشوری، در عرصهای از خدمت، گوی سبقت را از یکدیگر میربایند تا ثابت کنند که محبت به اهلبیت، محدود به کلام نیست و در خدمترسانی به زوار، متبلور میشود.
پیام نامههای دلشکسته
در میان زائران اصفهانی، بسیاری هستند که نامههایی از دلهای شکسته و پر از درد و حاجت را به همراه دارند؛ نامههایی که گویی حامل غمهای ناتمام و آرزوهای دیرینهاند. این نامهها، تنها کاغذهایی نوشته شده نیستند، بلکه بخشی از روح زائراناند که در مسیر پیادهروی، به دست باده میسپارند تا به ضریح امام حسین (ع) برسد. هر سطر از این نامهها، روایتگر دردی است که شاید جز در درگاه سیدالشهدا، مرهمی برای آن پیدا نشود. نوشتن این نامهها، نوعی سبکبار شدن و اعتماد به قدرتی است که میتواند گرههای کور زندگی را بگشاید. پیام این نوشتهها، فریاد استغاثه به درگاه باریتعالی با واسطهی خون خداست. زائران اصفهانی در حالی که از شهرهای پرهیاهو به این سفر میآیند، در میان ازدحام جمعیت، با این نامهها به خلوتی امن پناه میبرند تا بارهای روانی خود را زمین بگذارند. وقتی این نامهها در حرم مطهر ضمیمه ضریح میشوند، گویی باری سنگین از روی شانههای زائر برداشته شده و آرامشی بیمانند جای آن را میگیرد. این پیامهای دلشکسته، سندهای زندهای از ایمان مردمانی است که با وجود مشکلات، پیوند خود را با حقیقت ابدی قطع نکردهاند.
اربعین؛ تمرین انسانیت و ایثار
اربعین حسینی تنها یک رویداد مذهبی نیست؛ بلکه کارگاه بزرگی برای تمرین انسانیت، اخلاق و ایثار در ابعاد جهانی است. مردم اصفهان و سایر شهرهای استان، با حضور پرشور در این همایش بزرگ، بخشی از یک جامعه جهانی میشوند که بر محور محبت و عدالت شکل گرفته است. در اربعین، انسانها یاد میگیرند که چگونه بدون نگاه به رنگ، نژاد و زبان، با یکدیگر مهربان باشند و داشتههای خود را تقسیم کنند. این رویداد، تمرینی است برای زدودن زنگارهای خودخواهی از قلبها و جایگزینی آن با صفات عالی انسانی. در حالی که دنیا به سمت فردگرایی حرکت میکند، اربعین، پیادهرویِ به سوی همبستگی است. زائران اصفهانی با انتقال مفاهیم این فرهنگ به شهر خود، تلاش میکنند تا اخلاق حسینی را در محیط کار، خانواده و جامعه پیاده کنند. ایثار، گذشت، نظم و اخوت، ستونهای این تمدن نوین هستند که در مسیر کربلا تمرین میشوند. اربعین به ما میآموزد که انسانِ طرازِ مکتبِ اهلبیت، کسی است که در برابر سختیها صبور، در مواجهه با مشکلات دیگران دلسوز و در راهِ آرمانهای الهی، فداکار است؛ مسیری که هر ساله هزاران نفر از اصفهان را به سوی خود فرامیخواند تا در این تمرین بزرگ، مشقِ انسانیت کنند.